
در يازده سال قبل در اول و دوم دي ماه سال 1377 در شماره هاي 21517 و 21518 روزنامه اطلاعات، مطلبي را با عنوان "يلدا؛ زايش نور، جشن خورشيد" به چاپ رساندم كه چكيده اي از آن را در اينجا مي آورم:
در زمان هاي كهن كه انسان مقهور طبيعت بود، همه پديده هاي طبيعي در ديدگاه وي داراي روح و جان بوده اند. همچنين، انسان ها باور داشتند كه اين پديده ها همانند ساير موجودات زنده، دوران زايش، كودكي، بلوغ و پيري و مرگ را پشت سر مي گذارند و پس از هر مرگي، باز، تولدي ديگر را در پي دارند.
چون خوشبختي و بدبختي بشر به اين پديده هاي طبيعي وابسته بود، بنابراين، براي اين پديده ها در حد پرستش، احترام قائل بودند و براي جلوگيري از قهر پديده هاي طبيعي و بر سر لطف آوردن آنها، جشن ها مي گرفتند و هديه ها مي دادند و قرباني ها مي كردند. در عصر كنوني نيز، سرخ پوستان دهكده ادو واكو در كلمبيا معتقدند خورشيد در سرزمين آنها متولد شده است. سرخ پوستان اين دهكده، خورشيد را پدر نوع بشر مي دانند و آن را مي پرستند.
ادامه مطلب |