تبليغاتX
مردم شناسی

مردم شناسی

anthropology-iran

جشن تيرگان تبري؛ يادواره آرش كمانگير

جشن تيرگان تبري؛ يادواره آرش كمانگير

 

     در ايران از کهن ترين زمان، در هر ماه جشني که نام آن ماه را داشت، برگزار مي شد. ازاين    جشن هاي دوازده گانه جشن تيرگان با نام تيرماه سيزه شو ( شب سيزده تـيرماه) هنوز در مازندران برگزار مي شود. ولي برگزاري جشن هاي ديگري چون فروردين گان، ارديبهشت گان و.. به دست فراموشي سپرده شده است.  انتخاب روزهاي جشن بدين شيوه بود که چون در تـقويم کهن هر يک از سي روز ماه را نامي است که نام دوازده ماه نيز در شمار آن سي نام است، جشن هر ماه در روزي بود که نامش با نام ماه يکي بود. و نام ها متعـلق به سي فرشتهً نگاهبان  روزها و ماه ها است. جشن تيرگان روز سيزدهم ماه تير ( روز تير ) است. 

    در مازندران، روز سيزدهم تيرماه تبري مصادف با دوازدهم آبان ماه هجري خورشيدي است.  اين جشن كه در گذشه در روز سيزدهم تيرماه برگزار مي گرديد، بنا به عللي به شب سيزدهم موكول گرديد. اما ماجرا:

    در ايران باستان وقتي كه بين ايرانيان و تورانيان جنگي در گرفت، تورانيان تا حدود زيادي بر ايرانيان غلبه نموده و آنها را در محاصره در مي آورند. در اين مدت، ايرانيان كه به فرماندهي منوچهر در پشت كوه هاي مازندران پناه گرفته بودند، براي رفع گرسنگي ناچار بودند از غذاهاي نيم پخته محلي و بومي استفاده بكنند. تا اينكه روزي منوچهر به فرمانده تورانيان؛ افراسياب پيشنهاد مي دهد يكي از تيراندازان ايراني، تيري را از كمان رها كند و تا هر جا كه اين تير رفت، قلمرو ايرانيان و بقيه در قلمرو تورانيان باشد. افراسياب از پيشنهاد به ظاهر ساده لوحانه مي خندد و آن را مي پذيرد. منوچهر از تيراندازان خود مي خواهد كه اين كار را انجام دهند، و آرش؛ قهرمان ايراني اين پيشنهاد را مي پذيرد. وي از پروردگار ياري مي طلبد و در رودخانه اي غسل مي كند تا تطهير شود و به بالاي قله دماوند مي رود تا تيرش را از چله كمان رها سازد. وي مي دانست كه پس از رها شدن تير از چله كمان، چنان ضربه اي به بدنش وارد خواهد شد كه بدن اين قهرمان ملي ايران را تكه پاره خواهد كرد و جانش فداي ميهن خواهد شد. وقتي كه آرش از ايزد ياري مي طلبد، خداوند، امشاسپند اسفند را به ياري او مي فرستد و آرش به مدد امشاسپند اسفندارمذ تير را رها مي سازد. تير به هوا پرتاب مي شود و آنقدر مي رود تا در شرق ايران در خوانونت يا خوارزم در پاي درخت گردويي مي افتد و يا به بدنه درخت گردو اصابت مي كند و اين سرزمين وسيع، قلمرو ايرانيان مي گردد و بدين گونه جان آرش، فداي ميهن مي شود.

     هم اكنون در مازندران در شب سيزدهم ماه تبري (با توجه به اينكه نسل حاضر، تقويم تبري را  نمي شناسد، به جاي  شب دوازدهم آبان ماه كه مصادف با سيزدهم تيرماه تبري است، اين جشن در سيزدهم آبان ماه برگزار مي شود) مردم به اجراي اين مراسم باستاني مي پردازند. در اين رسم، فردي به عنوان "لال" و فردي ديگر به عنوان "لال مار" (مادر لال) و فردي ديگر به عنوان "شيشك دار" (دارنده چوب) آنها انتخاب مي شود. آنها در غروب آن روز، شاخه هاي بلندي را از درخت توت كه در گويش محلي به اين درخت "تير دار" (درخت تير) و به شاخه آن "توت شيشك" (شاخه توت) گفته مي شود، به تعداد خانوارهاي روستا و يا تعداد خانه هايي كه قرار است به آنجا بروند، آماده مي سازند و به    شيشك دار خودشان مي دهند. لال كه با پارچه هايي صورت خود را پوشانده و سر و كمر خود را با كاه بسته است، و در گذشته همانند آرش به رودخانه اي (دركا) مي رفت و در آن غسل مي كرد، به      گونه اي كه از شدت سرماي آب رودخانه در پاييز، واقعاً لال مي شد و قادر به سخن گفتن نبود؛ شب سيزدهم همراه با همراهانش به درب منزل افراد مي روند . در اين هنگام، لال مار فرياد مي زند: لال انه، لال انه، كرك ور شال انه، پار بورده امسال انه: ( لال مي آيد ، لال مي آيد، شغالي كه مرغ هاي شما را مي برد مي آيد –براي موزون كردن سروده- ، پارسال رفته و امسال مي آيد.) . سپس لال وارد اتاق   مي شود و با شاخه بلند توتي كه در دست دارد، بر سر افراد مي زند. او مواظب است تا بر سر افراد خردسال  و زنان باردار نزند، چون موجب عدم تكلم افراد خردسال و يا سقط زنان باردار مي گردد. وي بعد از اين كار، شاخه توت را در اتاق مي اندازد و مي رود و لال مار نزديك پله مي آيد و هديه اي را از صاحبخانه به صورت نقدي يا جنسي دريافت مي كند. صاحبخانه چوب را به مدت يك سال (تا مراسم سال بعد) در پشت بام خانه نگه مي دارد، چون باور داند اين چوب مقدس بوده و موجب بركت مال خانه كه در پشت بام است، و همچنين راندن حشرات موذي مي شود. اگر در كوچه دو لال با همديگر برخورد كنند ، همديگر را به باد كتك مي گيرند تا يكي وسايل ديگري را بربايد. البته براي پرهيز از اين موضوع، از يكديگر فرار مي كنند و يا با هم مدارا مي نمايند.

     در بعضي از نقاط رسم است كه در غروب اين روز، افراد با تبر به كنار درختاني مي روند كه مثمر نيستند و آن درخت را تهديد به قطع كردن مي كنند و فردي ديگر ضمانت مي كند كه تا سال ديگر در چنين روزي اين درخت بار آورد و باور دارند كه درخت مثمر خواهد شد. و يا با چوبي، زن نازا را تهديد به زدن مي كنند و باز، فردي ضمانت مي كند كه وي تا سال ديگر باردارخواهد شد و باور دارند كه او با ضمانت در غروب اين روز مقدس، باردار مي شود. همچنين ، در اين شب، غذايي محلي به نام بشتزيگ درست مي كنند كه از شيره خرمالوي وحشي و گردو و شكر درست مي شود. از غذاهاي ديگر اين شب، غذايي به نام پيسه گنده است كه از برنج نيم پخته و شكر درست مي شود. از ديگر رسوم اين شب، شكستن گردو براي افراد منزل است كه كيفيت مغز گردو، نشان دهنده شانس و بخت افراد خواهد بود.

اما تحليل:

1-    در اين شب از چوب در خت توت كه به آن تير مي گويند، استفاده مي شود، كه نمادي از تير آرش است. يعني در تير روز تير ماه با شاخه درخت تير اين مراسم اجرا مي شود كه نماد تير آرش كمانگير است.

2-    پيسه گنده؛ كه غذاي نيم پخته اي شبيه غذاي ايرانيان در زمان محاصره است، يادآور غذاي ايرانيان مي باشد. گرچه برگزار كنندگان مراسم به اين موضوع، واقف نيستند.

3-    در مورد چرايي موكول شدن اين مراسم از روز به شب و پوشاندن صورت و لال شدن، اين احتمال وجود دارد كه بعد از ورود دين اسلام و مخالفت با اجراي اين رسم، آنها اين رسم را در شب و با پوشاندن صورت خود و در سكوت، براي شناسايي نشدن، انجام مي دادند. و زدن دو لال در برخورد با يكديگر نمادي از اين خواهد بود كه اگر اين افراد پوشيده و لال با مخالفان خود برخورد مي كردند، مورد ضرب و شتم آنها قرار مي گرفتند و وسايلشان ربوده مي شد. البته اثبات اين موضوع، نيازمند دلايل دقيق تري است.

4-     گردو به واسطه آن قداست دارد كه تير آرش در پاي درخت گردو مي افتد و يا به آن اصابت مي كند.

5-    شستن بدن لال در رودخانه كه در گويش محلي به آن دركا مي گويند، نمادي از غسل آرش كمانگير است.

6-     قداست شاخه توت به دليل آن است كه اين شاخه كه از درخت تير مي باشد، نمادي از تير آرش است كه با كمك امشاسپند اسفند از چله كمان رها شده و شايد اين تير از آسكمان ها باسد. و اين احتمال مي رود كه ايرانيان باستان و يا تبري هاي باسستان اعتقاد داشتند كه تير آرش از درخت توت بوده كه به اين درخت نان تير نهادند.

 

       ياد آرش و تمام قهرمانان  و جان بركفان دين و ميهن گرامي و راهشان پر رهرو باد!  

׀ +׀ نویسنده: نعمت الله کاظمی فرامرزی ׀ تاریخ: چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 ׀ موضوع: فرهنگ مردم ׀

در باره من

نعمت الله کاظمی فرامرزی؛
متولد ۱۵/۳/۱۳۴۵ ، سوادکوه،
فوق لیسانس علوم اجتماعی (مردم شناسی) از دانشگاه تهران، کارشناس وزارت آموزش و پرورش ، مدرس دانشگاه هاي جامع علمی کاربردی و پیام نور و مراکز تربیت معلم ، دارای مقالاتی در جراید کشور:" مهرگان؛جشن کشاورزان - یلدا؛ زایش نور ، جشن خورشید - آیین تیرگان تبری - سده؛جشن آتش - فرهنگ و تکنولوژی - مرحله دکترا را به دوره پژهش و تحقیق تبدیل کنیم! - نوروزخوان ها؛ طلایه داران بهار - گویش ها و میراث فرهنگی - از جشن سوری تا چهارشنبه سوری - نیازمحور کردن آموزش و پرورش عشایر - فنون مصاحبه و...." ، داور جشنواره جوان خوارزمی(بخش دانش آموزی و دوره های کاردانی آموزش و پرورش) و جشنواره مطالعه و تحقیق در سطح کشوری و عضو پیوسته انجمن انسان شناسی ایران.


منوی اصلی

صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب


آخرین نوشته ها

تغيير قالب وبلاگ
يلدا؛ زايش نور، جشن خورشيد
تهديدهاي هدفمند كردن يارانه ها
لوي اشتروس؛ انسان شناس شهير فرانسوي و پايه گذار مكتب ساختارگرايي فرانسه در گذشت
جشن تيرگان تبري؛ يادواره آرش كمانگير
مهرگان؛ جشن كشاورزان
مراسم قالي شويان اردهال كاشان؛ سنتي ملي و ديني
حضور زنان در عرصه هاي اجتماعي و سياسي
معرفي يك شاعر از دیار خلخال
يادنامه مرحوم نوروزعلي محمداف



آرشیو موضوعی

يادداشت
مقالات
يادواره
همايش ها
فرهنگ مردم
مردم شناسان
باورها
تصویر های مردم شناسی
اخبار
مردم شناسی کاربردی
معرفی دوستان پژوهشگر


لینکدونی

1- فرامرزکلا(فرنام کاظمی)
2- فصل نو
3- انجمن انسان شناسی ایران
4- فصلنامه فرهنگ مردم
5- خانه انسان شناسی ایران
6- انجمن انسان شناسی ایران(sira)
7- مازند نومه
8- سایت استاد دکتر ناصر فکوهی
9- انسان شناسی در دنیای امروز(شیداحافظی)
10- انسان شناس(فاطمه سیارپور)
11- دکتر سارا شریعتی
12- انسان شناسان جوان(هلیا بهرامی)
13- انسان شناسی فرهنگی (مجنون آموسی و جبار رحمانی)
14- مطالعات مردم شناسی(آمنه حسن زاده)
15- مردم نگاری (سید محمد الحسینی)
16- فولکلور ایران(مصطفی خلعت بری)
17- روزنه ای برای یک انسان شناس (کبری نیک بخت - معصومه حیدری)
18- شاخه ی زرین (علیرضا غفاری)
19- فولکلور (حمید سفیدگر شهانقی)
20- دانشگاه بین المللی آبردین
21- نسیم مهر آوا
22- دفتر آموزش و پرورش عشایری
23- ذهن خاکستری(مهرنوش محتشمی)
24- خدا،عشق،زندگی(سارا رستگار)
25- ایلام- ساتراپ مهر(غلامی)
26- جشنواره جوان خوارزمی
27- خانم صبا
28- "گروه 1 روابط عمومی مرکز آموزش شهر- مهر 84"
29- چکاچک(خدامراد کجیان)
30- انسان شناسی کاربردی(مهرنوش محتشمی - نعمت الله کاظمی فرامرزی)
31- سوادکوه؛سرزمین خورشید(احمد باوند سوادکوهی)
32- کوتراز:ادبی-مردم شناسی(مجید)
33- قاصدک؛انسان شناسی فرهنگی(زینب قوامی)
34- مردم شناسی(نریمان ملک احمدی)
35- ستاره شب؛ علمی - فرهنگی(مرضیه محمدی )
36- دات؛ روزنامه نگاری و ارتباطات(یونس شکرخواه)
37- انسان شناسی 84(فاطمه پور لاریمی)
38- فواره روی پل(زهرا دهقان دهنوی)
39- کجاست مرز عاشقانه ی جهان؟(علی سهامی)
40- دفتر مشق(مرضیه جعفری)
41- بوی خاک؛ ادب و فرهنگ از دیدگاه مردم شناسی(زهرا دهقان دهنوی)
42- حرف های یک ذهن(پروانه خائف حق شناس)
43- یالان دنیا(زهره نصیری)
44- برش هایی از واقعیت(خدیجه السادات میرامینی)
45- دیباچه ی فرهنگ (دیبا)
46- دانشجوی جامعه شناسی ایلامی(حمید حیدرپناه)
47- پیام آور آریایی (شادی آریابد)
48- انجمن سوادکوه شناسی مازندران
49- روزنامه نگار جوان (رفیع زاده - کاظمی)
50- حرف ها و برداشت هاي من از زندگي روزمره (مهديه نادعلي)
51- تمدن (الهام قادي)
52- كلاس انسان شناسي (مهرنوش نصيري)
53- انسان شناسي آزاد (فردين منصوري)
54- نمين (سولماز پورنعمت)
55- انتظار (حميده گلي)
56- پژوهشگران پيام نور (دانشجويان علوم اجتماعي پيام نور خانه كارگر)
57- پيله رود آستان مراد (رضا محمديان آذر)
58- انديشكده جامعه شناسي ايران (علي طائفي)
59- متولد ماه بهمن (طيبه تيموري)
60- انجمن تبري سرايان امير
61- فرانك در آستانه (عالمه ميرشفيعي)
62- هلي تتي (مهران نوري)
63- پايگاه تالش پژوهي (علي عبدلي)
64- ببر عاشق (پيروزه قلي پور)
65- زيباترين هايم با تو...(مريم سوادكوهيان)
66- انجمن زبان شناسي كلينيكي (نازلي مقتدايي)
67- كوچه ها (لادن بيگي)
68- ساروي كيجا (مهروش داداشيان ساروي)
69- باران (اكرم زاهدي)
70- عبور احساس (مريم دست داده)
71- سلامت آنلاين (هدي تقوايي)
72- ايران من از باستان تا اكنون (فرزانه درياباري)
73- كارمزد؛ بهشت گمشده ايران (تقوايي)
74- سورنا (ليلا حكمت نيا)
75- سلام هم نفس روزهاي پاييزي (الهام قريشي)
76- وب سايت نمين (سولماز پورنعمت)


امکانات





ترجمه قالب




Powered By
BLOGFA.COM


قالب